رز سوخته

خرید بک لینک
«به نام خدا»لبـخنــــــــد بزنفردا روز بـــــــــد تریه__________________________ناچارم به تو...باد خواهد برد عشقی را که من دارم به توبعد از این یک عمر بی مهـری بدهکارم به توتو همیشه در پـــــــــی آزار مــن بودی ولـیمن دلم راضی نشد یک لحـــظه آزارم به توراسـت میگویم ولی حرف مرا باور نکــــــــــناین که ممکن نیست دل را باز بسپارم به توخوب میدانم برای من کسی مثل تو نیـستخوب میدانم که روزی باز نا چارم به تـــــــومیروم شاید دلــــت روزی گرفتـــــــارم شودمیروم اما گرفــــتارم...گرفتـــــــــارم به تــــو«مهتاب یغما»__________________________خدایــــــا ! حواست هست؟! ص رز سوخته...

ما را در سایت رز سوخته دنبال می‌کنید

برچسب: دیگه هیچی نمیدونم,من هیچی نمیدونم,هیچی نمیدونم,هیچی نمیدونم شاهین فلاکت, نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:54

«به نام خدا»سلام.نمیدونم چی میخوام بگم فقط میدونم دلم میخواد بنویسم..از همه چی و از هیچی..!از نوزدهمین پاییز زندگیم..از اولین بــارون پاییزی که همین الان واسه اولین بار داره میباره..از این هــــــوای سرد و کثیــــــــف اما قشــنگ...از این پاییز زرد...از این همه خــــــــفگی..امسال اولین سالیه که عاشق پاییز نیستم هواش داره هر لحظه خفم میکنه بـوی بارونشبینیمو اذیت میکنه رنگاش حالمو به هم میزنه از صدای خش خش برگا زیر پام بــــدم میاد...این منم..نمیدونم کیم..دلم واسه خودم تنگ شده........هردفعه قالبمو نگاه میکنم کلی حال میکنم باخودم..دوروزم که نباشـــم اهنگم گم رز سوخته...

ما را در سایت رز سوخته دنبال می‌کنید

برچسب: پاییز آمد,پاییز طلایی,پاییز شعر,پاییز صحرا,پاییز چت,پاییز تنهایی خواجه امیری,پاییز پادشاه فصل ها,پاییز علی عبدالمالکی,پاییز عکس,پاییز متن, نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:54

25 مرداد 95 ساعت 8 صبحهنوز از دیشب نخوابیدم.چشام قرمزه 3 سال و 6 ماهه اینجا داره خاک میخورهساعت 5 صبح یه سرچ زدم و اومدم همه نوشته هامو از 6 سال پیش تا الان خوندم.چشام گرد شد دهنم باز موند.اون من بودم یا این منم؟ چقد مهربون و دل نازک بودم و چقد شخصیتمو حفظ کرده بودم چقد عوض شدم واسه چه چیزایی ناراحت بودم مثل احمقا..واسم جالب بود یادم رفته بود چه آدمی بودم تصمیم گرفتم بازم بنویسم از حال و روزم ببینم چند سال زندگی چی سرم آورده چه آدمی شدم..دیگه از اون دختر احساساتی و با شورو ذوق و خوش بین و خوشحال و بچه مثبت که اوج خلافش یواشکی تلفن حرف زدن خبری نیست..اون دختری رز سوخته...

ما را در سایت رز سوخته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:54

دلم واسه اول مهر سال ها پیش تنگ شده.همون موقع ها که با مامانم میرفتیم مانتو شلوار مدرسه میخریدیم،کیف میخریدیم،کفش میخریدیم،کتاب های مدرسمو میخریدم میزاشتم گوشه اتاقم با وسواس به این که مو نداشته باشه جلدش میکردم،دفتر هایی که با وسواس رنگ جلدشو انتخاب میکردم.لوزارم تحریرام.شب اول مهر که خوابم نمیبرد هم به خاطر اینکه تابستون به دیر خوابیدن عادت میکردم هم دلم نمیخواست برم مدرسه هم ته دلم تنگ شده بود.صبح اول مهر یه بوی دیگه میداد هم دوسش داشتم هم نداشتم.کلا خصلتم اینه ادم عجیبیم در ان واحد میتونم دوست داشته باشم و دوست نداشته باشم همینه که باعث شده تو رز سوخته...

ما را در سایت رز سوخته دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 8:54

صفحه بندی